خرید بک لینک

چرا بیقراری؟ چرا درهمی؟

چرا داغداری؟ خرابی؟ بمی؟!

مگر سرنوشت منی اینقدَر

غمانگیز و پیچیده و مبهمی؟

مرا دوست داری ولی تا کجا؟

مرا تا کجا “دوستتدارم”ی؟

نه با تو دلم خوش، نه بی تو دلم…

جهنم-بهشتی، نه! شادی-غمی

تو هم مثل باران که نفرین شدهست

بیایی زیادی، نیایی کمی

جهان، ابر خاموش و بیحاصلیست

بگو باز باران! بگو نمنمی ...

مژگان عباسلو



پ ن: خوب بود این مردم دانه های دلشان پیدا بود ... خیلی خوب بود !

برچسب: نویسنده: سام نیکنام تاريخ: پنجشنبه 15 خرداد 1399 ساعت: 9:51

صفحه بندی