1.
زمان برای همه ی انسان ها یکسان نیست ؛ اگرچه ساعت دیواری قصد دارد تا ما را متقاعد کند که یکسان است.
به قول سعدی بزرگ:
شب فراق که داند که تا سحر چند است / مگر کسی که به زندان عشق در بند است
زمان یه واقعیت روانی و مجازیِ ...
2.
اگر موقعیت پیش بیاید حتا انسان های خوب هم می توانند تبدیل به انسان هایی نامطلوب و ظالم بشوند .
شاعر:
خوش آن که از تو جفایی ندیده می گفتم / فرشته خوی من آیا ستمگری داند؟(عرفی شیرازی)
همه ی آدمها یه گرگ خفته درونشون دارند ... نه فرشته ام نه شیطان ...
***
3.
اما انسان ها یک دیگر را دوست دارند و به همین خاطر هم دیگر را می بخشند.
آن که برگشت و جفا کرد به هیچم بفروخت/به همه عالمش از من نتوانند خرید(سعدی بزرگ)
ما آدمها کسی رو که دوست داریم می بخشیم و گاهی هم کسی رو می بخشیم فقط برای اینکه خودمون رو دوست داریم ... در هر حال باید ببخشیم ... یا به خاطر خودم یا به خاطر خودش ... یا به خاطر خدای خودم و خودش ...
***
4.
پرندگان نمی دانند چرا آواز می خوانند ؛ اما این کار را می کنند ...
من ناگزیرم از دوست داشتن
باد اگر بایستد
مرده است ... (مژگان عباسلو)
...
***
5.
این جستجو است که به هر یافتنی معنا می دهد و انسان باید اغلب راهی طولانی را بپیماید تا به چیزی که نزدیک اوست، برسد .
...
اصولا چیزهایی که به سختی به دست میان با ارزشترند و انگار چیزهایی که اصلا به دستمون نمیان ارزشمندتر و عزیزتر !
آنچه به آسانی به دست آید بی بها شود ، اگر چه گوهر باشد ...
***
توضیح:
آبی ها از کتاب "همه ی نام ها" اثر ژوزه ساراماگو

...
بعدا نوشت:
به لطف دوستان :
سعدی به لب دریا دردانه کجا یابی؟/ در کام نهنگان رو گر می طلبی کامی
برچسب:
نویسنده: سام نیکنام